غمی در وجودم می گدازد!
خیلی سخته!
بازم می گم خیلی سخته!
خیلی سخته بشینی و ببینی بی هیچ دلیل و منطق تو را به باد تهمت بگیرند و تو چیزی نتوانی بگویی!حال اگر این سخنان از کسانی باشد که انتظار چنین سخنانی را از آنها نداشته باشی!
و از آن جالب تر آنکه علت غم آدمی چیز دیگری برداشت شود!(اینجایش دیگر خیلی دردآور میشود!)
بنشینی و به کارهایی که نکردی و حرفهایی که نزدی گوش دهی!
وقتی از شخصی اصلی ترین سرمایه اش را بخواهند به زور و تهمت بگیرند دیگر چه در بساط تهی فرد خواهد ماند!
تا شقایق زنده است زندگی باید کرد!
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط فرزاد
|
